Showing posts with label سازمان های غیردولتی. Show all posts
Showing posts with label سازمان های غیردولتی. Show all posts

Saturday, July 21, 2007

مناقشه منافع درسازمان های مدنی



یکی از موضوعا ت حایزاهمیت درحوزه عمومی یا بخش خصوصی توجه به مناقشه منافع(Conflict of interest) است. درواقع مناقشه منافع زمانی بوجود می آید که منافع فردی در حوزه حرفه ای با منافع شخصی تلاقی داشته باشند و رقابت بوجود بیاید. به عنوان مثال یک متخصص بهداشت درزمینه ایدز که اتفاقا در یک سازمان مدنی مردم نهاد عضو هیات مدیره است به عنوان سازمان مدنی طرف گفتگوی یک وزارت خانه قرار می گیرد تا یک برنامه پیشگیری از ایدزانجام دهد. از آنجا که متخصص پیش گفته دراین حوزه فعالیت حرفه ای هم دارد ممکن است برنامه ای که قرار بود در سازمان مدنی انجام شود به صورت فردی به انجام برسد به این حالت می گویند مناقشه منافع. ویافرض کنید این فرد یک مدیردولتی است ویک سازمان مدنی را هم رهبری می کند دراین حالت این فرد با اطلاع از بودجه های وزارت خانه مطبوع و با رانت اطلاعاتی از طرف تشکل غیردولتی طرح هایی را به وزارت خانه ارایه دهد و بودجه هایی را بدون ایجاد فضای شایسته سالاری در میان تشکل ها برای مجموعه غیردولتی پیش گفته کار سازی کند. درمجموعه مدرسه بهداشت ما دردانشگاه بستون و سایر مدارس ایالات متحده یکی از موضوعات مهم پرهیز از این حالت است. این مورد در کنار عدم رعایت حقوق مؤلف در تدوین برنامه های اجرایی یا مطالعاتی و انجام تقلب درامتحان یا تکالیف درسی از جمله گناهان کبیره محسوب می شود. به خاطر هرکدام از این موارد یک استاد یا دانشجو ممکن است که اخراج شود وبرای همیشه اعتبار علمی و حرفه ای خود را ازدست بدهد.


زمانی که در ایران با تشکل های زیست محیطی و بالطبع سازمان های دولتی مربوط به موضوعات زیست محیطی آشنا بودم بارها مواردی را دیدم که مدیران دولتی در حوزه کاری خودشان صبح ها مدیر بودند و بعدازظهرها مدیر سازمان غیردولتی. همیشه فکر می کردم این عزیزان چه موقعیت دشواری دارند در پرهیز ازمناقشه منافع. واقعا شرایط دشواری است که از بودجه های سازمان دولتی مربوطه آگاه باشی، بدانی که درچه زمینه هایی می توانی با کلاه یک تشکل غیردولتی تقاضای همکاری مشترک بکنی و البته این داستان مناقشه منافع را هم مهار کرده باشی.


در آن زمان فکر کردم برای پرهیز از این موارد بهتر آن بود که اگر مدیران رده بالای دولتی علاقمند به انجام امور خیریه و عام المنفعه هستند شایسته تر است که درحوزه های غیر مربوط به حرفه اشان فعالیت کنند تا شایبه استفاده از امکانات دولتی برای منافع شخصی در قالب تشکل غیردولتی بوجود نیاید. مثلا در مثال بالا می شود مدیر برنامه های ایدز باشی دروزارت بهداشت یا واحدها تابعه و یک تشکل مدرسه سازی یا کمک های مردمی در حوادث غیر مترقبه را هم راهبری کنی.

Tuesday, May 1, 2007

سازمان های غیر دولتی و مدل ساخت تیم


بروس توکمن در سال 1965 مدل ساختن تیم و گروه را به صورت مراحل شکل دهی، دوره طوفانی، دوره هنجارسازی و دوره اجرایی تقسیم بندی کرد. در واقع در این مدل ابتدا مثلا به فکر تاسیس یک سازمان غیر دولتی می افتیم. بعداز تولد این فکر با همراهانمان وارد دعوا می شویم یعنی اینکه حسابی و برای مدت قابل قبولی همه جوانب کار را می سنجیم با اختلاف نظر هایمان آشنا می شویم . یاد می گیریم که چگونه با هم کار کنیم یا کار نکنیم . می فهمیم که توان همکاری با هم را داریم یا نه. اگر برنامه امان ظرفیت ادامه همکاری داشته باشد سپس هنجارهای سازمانمان را استخراج و تدوین می کنیم . در واقع این دوران طوفانی است که به دوران هنجار ها پیوند می خورد. این پیوند نیاز به همراهی ، همزبانی ، همدلی و همکاری دارد به زنان و مردانی نیاز دارد که توان کار با دیگر ان را داشته باشند. بعداز هنجار سازی است که تازه می توانیم کار کنیم و محصول کارمان را ببینیم
.
اتفاقی که در ایران می افتد اینست که این مراحل را فر اموش می کنیم . و توجه نمی کنیم که کا ر گر وهی یک مهارت است . بنابراین پس از تولد سازمان گمان می کنیم که به صورت خودکار این مجموعه با ید کار کند. و چون کار نمی کند می گوییم ما ایرانی ها کار جمعی بلد نیستیم و زود داستان موفقیت در کشتی و عدم موفقیت در فوتبال را مثال می زنیم . ما نیاز داریم یاد بگیریم که کار گروهی و ایجاد سازمان غیردولتی مثل خیلی چیزهای دیگه ترکیبی از دانش و هنر است
.
از طرف دیگر با عدم رعایت این فرمول ساده و با داشتن سازمان هایی که فقط در مرحله تولد هستند دچار توهم می شویم و می گوییم ما درایران 500 تشکل غیر دولتی محیط زیستی داریم ولی این تشکل ها خروجی قابل قبول ندارند، غافل از اینکه اساسا این سازمان ها در مرحله تولد هستند و قرار نیست بچه ای که چهار دست وپا راه می رود بتواند به نانوایی برود و برایمان نان بخرد، آنهم نان سنگلک دو آتیشه..

Monday, April 23, 2007

بازایابی اجتماعی و حرکات نمادین ایرانی



بازاریابی اجتماعی به مفهوم استفاده از اصول بازاریابی برای تاثیر بررفتارهای مردمان به منظوربهبود وضعیت بهداشتی یا اجتماعی است. در پروژه بازاریابی اجتماعی طراح برنامه به این سؤالات پاسخ می دهد.

1- محصول بازاریابی: این برنامه چه محصولی دارد. قرار است چه رفتاری تغییر کند.
2- هزینه : برای انجام این برنامه چه هزینه هایی باید پرداخت شود. این هزینه ها می تواندهزینه مالی باشد یا هزینه های روانی و روحی
3- محل : این برنامه قرار است درچه محلی انجام شود.
4- روش های ارتباطی : قرار است پیام بازاریابی ازچه طریقی منتقل شود.

همچنین در فرایند بازاریابی اجتماعی باید یک بده بستانی انجام شود. مردم باید در مقابل رفتاری که تغییر می دهند چیزی بدست بیاورند. همچنین موضوعاتی مثل اینکه چه زمانی برای این مهم مناسب است و سایر جنبه ها باید بررسی شوند.

باید برای برنامه بازاریابی اجتماعی اهداف و استراتژی هایی تدوین شوند. انجام یک مطالعه نیازسنجی، تجزیه وتحلیل داده ها، و مطالعات کیفی برای فهم بهتر گروه هدف و تدوین برنامه توصیه می شوند.

بعدازاینکه همه این کارها انجام شد، نوبت به این می رسد که ازمناسبت هایی مثل حرکات نمادین ( مثل اقدامات روززمین ) در چارچوب برنامه استفاده کنیم. یعنی اینکه برنامه، یک چارچوب منطقی دارد. اول و آخردارد. و معلوم است که به دنبال چه چیزی می گردد. درپایان هم می شودنشست و نتایج رامتر کرد و اندازه گیری نمود.

درایران معمولا اتفاقی که می افتد اینست که فقط به حرکت نمادین توجه می شود. و همه حواس برنامه ریزتوجه به اینست که چگونه و با چه کیفیتی حرکت نمادین ( مثلا روززمین ) انجام شود.وبه حرکت نمادین به عنوان جزیی از برنامه بازاریابی اجتماعی نگاه نمی شود. و اگراین اقدام مثلا شامل یک سمینار دولتی یا غیردولتی ( تامین اعتبارشده ) باشد.نخستین جلسه برنامه ریز صرف این می شود که چه ناهاری با چه خورشتی یا چه کادویی و چه صنعت دستی دراین همایش توزیع (خیر) خواهند شد.

معمولن در ایران برنامه های نمادین که می توانند بخشی از بازاریابی اجتماعی باشند درچارچوب چنین برنامه ای تعریف نمی شوندو به همین علت است که در موسم همایش ها ( تابستان ها) صدها همایش انجام می شود بدون هیچ ارتباطی با دیگر همایش ها و به طورعام در پرده این همایش ها می نویسند نخستین همایش ......

Sunday, April 22, 2007

روز زمین


درسال 1970 سناتورآمریکایی گیلورد نلسون پیشنهاد داد که روز 22 آوریل به عنوان روز زمین معرفی شود. در سال 1970 در حدود 20 میلیون نفر این روز را گرامی داشتند. هم اکنون این رویداد در بیش از 175 کشور جهان و با مشارکت مردم، سازمان های غیردولتی و دستگاههای دولتی گرامی داشته می شود. عمده فعالیت های انجام شده دراین روز مربوط به اقدامات آموزشی مرتبط به حفاظت ازمحیط زیست است. همچنین فعالان محیط زیست تلاش می کنند که دراین روز یادآور حرمت حیات و ضرورت پاسداری ازکره زمین باشند. شبکه ای از سازمان های غیردولتی اقدامات انجام شده در این روز را معرفی می کنند اگر شما در محله یا شهرتان کاری انجام داده اید می توانید این فعالیت را به این شبکه گزارش کنید تا به نام سازمان تان ثبت شود.نکته اینست که لازم نیست این کار فعالیت خارق العاده و عجیب و غریبی باشد. هرکاری که برای محیط زیست تان انجام داده اید مهم است.

Friday, April 20, 2007

سازمان های غیردولتی و رشوه


ماه رمضان سال 1382 درپاییز بود. درآن ایام جلساتی بود درمحل مرکز توانمند سازی سازمان های مدنی که پروژه مشترکی بود بین سازمان ملل و وزارت کشورجمهوری اسلامی. این جلسات اختصاص داشت به بررسی لایحه ای که برای تاسیس و نظارت بر سازمان های غیردولتی در دولت تدوین شده بود. نمایندگان تشکل های غیردولتی برای هم اندیشی به این جلسات دعوت می شدندویکی ازقسمت های جالب قضیه افطاری هایی بود که تدارک می دیدند. زولوبیا، بامیه، آش رشته، نان سنگک، پنیر تبریزی، سبزی خوردن، و چای داغ.

نمایندگان تشکل های خیریه، زنان، محیط زیستی ها، جوانان و سایر فعالان پای ثابت این جلسات بودند. دریکی از جلساتی که دوستان با جدیت در حال بررسی لایحه و ارایه پیشنهاد بودند فرصت را مغتنم شمردم و ازدوستان سووالی را که همچنان ذهنم را آزارمی دهد پرسیدم. سوال اینست آیا سازمان های غیردولتی که برای اهداف بشر دوستانه فعالیت می کنند مجاز هستند که درمواردی رشوه بدهند؟

هفته گذشته در کلاس برنامه ریزی و مدیریت پروژه در دانشگاه بستون یکی ازاستادان که درس بودجه بندی برای پروژه های کشورهای در حال توسعه را به ما می دهد به ما یاد داد که در بسیاری ازکشورهای آفریقایی بدون پرداخت رشوه امکان انجام پروژه های توسعه ای یا مطالعات بهداشتی وجود ندارد و گفت باید در بودجه مربوطه دربخش هزینه های پیش بینی نشده مبالغی را برای این مهم درنظر بگیریم.

در کلاس فساد اداری (کوراپشن) معلم می گفت که فرض کنید قرار است یک پروژه کمک رسانی دریک منطقه زلزله زده انجام دهید، دهها نفر زیرآوارند. برای ورود به منطقه مجبورید به مامور دولتی رشوه بدهید تا بتوانید جان انسان ها را نجات دهیدو در چنین مواردی رشوه دادن گریزناپذیر است.

راستی نظر شما چیست، قید کار کردن در بعضی کشورها رابزنیم، یا پول چایی را بدهیم و وقتمان را صرف خدمات رسانی بکنیم. یا اینکه دعوا راه بیندازیم و تا آخرش برویم .

راستی یادم رفت پاسخ سازمان های ایرانی درآن جلسه پر زولوبیا را به شما بگویم. سازمان های ایرانی معتقد بودند که این مشکل در ایران وجود ندارد و اگر هم باشد بدون شک ما ایرانی ها زیر بار دادن رشوه و فساد نمی رویم .

Thursday, April 19, 2007

شفافيت در سازمان های غير دولتی

يکی از گزاره هايی که تو سط فعالان سازمان های مدنی به کرات استفاده می شود و به نظر می رسد که دوستان سازمان های غير دولتی بر درستی اش اتفاق نظر دارند ویژگی شفافيت در سازمان های غير دولتی است. به نظر می رسد اين مفهوم در پيش سازمان های غير دولتی ايرانی دارای يک معنای استاندارد شده نيست و بر اساس جنس سازمان دارای مفاهيم متنوعی است.

در اينجا قصد آن نداريم که وارد جزييات اين مفهوم شويم ولی نکته ای که می خواهم با شما در ميان بگذارم اينست که همچون سایر مفاهيم نسبی بشری، لازم است که محيط کاربرد اين معنا را برای يافتن مصاديق واژه در نظر داشته باشيم .

آيا شفافيت در سازمان مدنی ايرانی همان مفهومی است که يک سازمان پاکستانی از شفافيت مي فهمد و به کا رمی بندد؟

آيا در غياب رسانه ها ی مستقل و جامعه مدنی آزاد، شفافيت بی قيد و شرط يک سازمان مدنی برای اين سازمان تهديد فراهم نمی کند؟

در غياب دانش و اطلاعات کافی، آيا مخاطب شفافيت ( مثلآ اعضای سازمان شفاف)‌ حامل برداشت هایی ناصواب از سازمان نخواهد شد؟

به عنوان مثال عضوی که مفهوم بک پروپوزال تصويب نشده را نمی داند با ديدن پروپوزال زمانی که هنوزهيچ منبع مالی برای طرح پيدا نشده گمان نخواهد برد که سازمان مربوطه ميليون ها تامين اعتبارکرده است و در حالی که نه بدار است و نه ببار است سازمان را متهم نخواهد کرد که مشکلات مالی عنوان شده توسط سازمان دروغ است چون خودش پروپوزال را ديده است؟

آيا يکی از پيش شرط های شفافيت سازمان های مدنی حداقل شفافيت در ساير سازمان ها به ويژه بخش دولتی و بازار نيست؟