۱۳۸۷ مرداد ۱۸, جمعه
۱۳۸۷ مرداد ۱۳, یکشنبه
عدم توجه کافی متخصصان برجسته بهداشتی به موضوعات ایران
از دو سه سال قبل که برنامه دکتری بهداشت بین المللی را در دانشگاه بستون آغاز کرده ام همواره در تلاش بوده ام و هستم تا توجه استادان برجسته بهداشتی دردانشگاه بستون را به کار روی موضوعات بهداشتی ایران جلب کنم ولی تا امروز موفق نبوده ام. برعکس علوم اجتماعی و سیاسی که پژوهشگران علاقه وافری به کار روی موضوعات ایران دارند در بخش بهداشتی چنین علاقه وافری وجود ندارد. یکی از دلایل این موضوع تحریم های ایالات متحده علیه ایران است. از نظر حرفه ای معنای تحریم ها در بخش تخصص های بهداشتی این است که این امکان وجود ندارد که منابع مالی موجود در ایالات متحده جهت پژوهش های بهداشتی در ایران هزینه شوند. و چه خوشمان بیاید یا نیاید در دنیای حرفه ای این امکانات مالی است که جهت بسیاری از پژوهش ها را مشخص می کند. استادان من ترجیح می دهند پروژه هایشان را در ویتنام، چین، و کشورهای زیر خط صحرا در آفریقا دنبال کنند تا راه دشوار تخصیص اعتبار در ایران. تازه اگر مشکل تخصیص اعتبار هم وجود نداشته باشد مشکلات دیگری ازجمله دریافت ویزای سفر به ایران کار را دشوارتر می کند. چنین است که با وجود زیر ساخت های عظیم مراقبت های اولیه بهداشتی در کشور و سامانه پایش و تولید منظم اطلاعات بهداشتی در سراسر سرزمین ایران سهم نام ایران در اسناد و مقالات بهداشتی جهانی درخور کاری که طی دهه ها در این سرزمین انجام شده نیست.
۱۳۸۷ مرداد ۱۲, شنبه
تهران 3
تهران یکی از با اهمیت ترین شهرهای جهان در حال توسعه است. اخبار تهران در صدر اخبار جهان قرار دارند و مخاطبان برنامه های خبری جهان با نام این شهر آشنا هستند. از میزان اطلاع مردم تهران از رویدادهای جهان پیرامون مطلع نیستم ولی اگر استفاده از روزنامه را به عنوان یک شاخص برای اطلاع از رویدادها قبول کنیم و همچون سایر شهرهای بزرگ جهان روزنامه خوانی دروسایل نقلیه عمومی را هم شاخصی برای میزان روزنامه خوانی بدانیم و تنها با یک نگاه گذرا به تعداد روزنامه هایی که مردم در خطوط مترو یا اتوبوس می خوانند خواهیم دید که مردم تهران خیلی هم اهل خبرگرفتن از روزنامه ها نیستند و در مجموع روزنامه خوانی چنان که شایسته شهرهای بزرگ است در این شهر همگانی نیست.
سینما همچنان مورد توجه جوانان است ولی گرفتاریی که در صنعت سینما در این شهر می بینید این است که دی وی دی یا سی دی فیلمی که اکران شده به طور همزمان به قیمت ناچیز یک هزار تومان در جلوی سینما فروخته می شود و اگر تماشاگر سینما قید شکوه تماشای یک فیلم بر پرده بزرگ سینما را بزند تنها با پرداخت 60% بهای یک عدد بلیط سینما می تواند تا ابد صاحب فیلم شود واین یعنی شکست مالی تهیه کننده و در نهایت صنعت سینما.
تاکسی های جورواجور وبه ویژه تاکسی هایی که توسط رانندگان خانم مدیریت می شوند از دیگر پدیده های جدید شهر هستند. تاکسی های ون ، تاکسی های بی سیم و تاکسی های یک رنگ از مدل ماشین های خارجی. کمتر تاکسی پیکان در شهر دیده می شود. اتوبوس ها هم تا حد بسیار زیادی ارتقاء کیفیت یافته اند و حتی دیدن اتوبوس های کولر دار در شهر غریب نیست.
قیمت پایه مواد غذایی بالاست به ویژه گوشت و مرغ و برنج. خیلی از اوقات بیشتر از قیمت روز این مواد در ایالات متحده.کوهها هم همچنان پذیرای دوستداران طبیعتند و دره ها همچنان ساکتند. مردم همچنان مهربانند و فامیل ها دورهم جمع می شوند اگر مجالی باشد در پارک ها یا گوشه هایی از طبیعت با زنبیلی در دست ولو می شوند و کودکانشان را در آغوش می گیرند.
کشور ما ظرفیت بالایی برای پیشرفت دارد و در همه ی سال های قرن بیستم و سال های آغازین هزاره سوم زنان و مردان زیادی تلاش کرده اند تا وضع زندگی مردمان را بهبود دهند و شاخص های بهداشتی ، آموزشی و درآمدی را به میزان های در خور شان این ملت بزرگ نزدیک کنند. به امید سلامتی و بهروزی همه مردمان.
۱۳۸۷ مرداد ۱۱, جمعه
تهران 2
سامانه های پلیس + 10 کار جدید و جالبی است. سابق براین اگر می خواستید گذرنامه اتان را تمدید کنید یا گذرنامه بگیرید و یا تصدیق ماشین ( گواهینامه ) را تمدید کنید باید به اداره گذرنامه یا پلیس راهنمایی رانندگی مراجعه می کردید واین یعنی اینکه مدت ها در صف می ماندید هزینه زیادی می دادید تا خود را به محل برسانید. پلیس + 10 در محلات مختلف فعال است واین یک جور واگذاری کار به بخش خصوصی و با نظارت پلیس است. مدارکتان را می دهید و چند روز بعد گذرنامه جدید به نشانی شما پست می شود.
به غیر از بانک ملی ایران بقیه بانک ها سیستم خودکار شماره دهی دارند. وقتی به بانک مراجعه می کنید به جای آنکه از سرو کول مردم بالا بروید و تمام حواستان متوجه اطرافتان باشد که کیفتان را نزنند و کسی رندانه در صف نغلطد شماره اتان را از ماشین می گیرید و یک جا می نشینید تا شماره اتان را صدا بزنند مثل خارج .
قیمت مسکن وحشتناک بالا رفته. مردم به راحتی از متری 3-4 میلیون تومان صحبت می کنند. زمین متری 2-3 میلیون تومان در کرج و ورامین چیز غریبی نیست. یعنی اگر یک آپارتمان 120 متری در یکی از محلات بالای شهر تهران داشته باشید از محل فروش آپارتمان می توانید یک خانه ویلایی 600 متری در یکی ازمحله های گران بستون بخرید
یافتن مدرسه و ثبت نام بچه ها در مدرسه هم یک پروژه شده . از کودک کلاس اول آزمون ورودی می گیرند اگر باهوش و با اطلاع بود ثبت نام می شود. ماشین به خاطر سپاری نام پایتخت ها و شهرها درست کرده اند. در این ور آب سعی می کنند بچه ها را از طبقات مختلف اجتماعی و ملیت های مختلف و با هوش و استعداد متفاوت کنار هم بگذارند . برنامه هایی دارند برای افزایش تنوع فرهنگی در مدرسه ها. در مدارس بالای شهر و با کیفیت برتر سهمیه هایی می گذارند وسرویس هایی می گذارند تا بچه های محلات فقیر هم بتوانند در این مدارس حاضر شوند اگر کودکی نابینا باشد به همان مدرسه ای می رود که سایر بچه ها می روند. برای این ور آبی ها مهمتر از به خاطر سپردن نام پایتخت ها فراگیری زندگی اجتماعی و درک تفاوت ها ست . تفاوت های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی. درک این موضوع که بعضی ها امکانات کمتری دارند وبعضی ها امکانات بیشتری دارند و اینکه چطور می شود با برنامه ریزی از امکانات موجود اجتماع سود برد و کیفیت زندگی را افزایش داد. ولی درمدارس تهران سعی می شود با مکانیسم های مختلف کودکان تنبیه و تحقیر و جدا سازی شوند.
کودکان پول دار در مدارس گران. کودکان کم پول درمدارس دولتی. کودکان باهوش دریک کلاس کودکان کم هوش درکلاسی دیگر. کودکان حفظ کن تاج سرما کودکان پرسش گر موی دماغ ما.اصلا چه معنی دارد بچه ی 6 ساله آزمون ورودی دهد برای ثبت نام در مدرسه . می دانید چه استرسی دارد این آزمون. می دانید چه تحقیری می شود وقتی که درآزمون موفق نمی شود. می دانید این احساس حقارت تا دهه ها کودک را همراهی خواهد کرد.
ا دامه دارد..
۱۳۸۷ مرداد ۱۰, پنجشنبه
تهران 1
بعداز چند سال دوری از سرزمین به دیدار دوستان و خویشان می روی و یکی از پرسش هایی که دوستان می پرسند این است که به نظرت شهر و مردم چه تغییراتی کرده اند؟ این نوشته و نوشته های بعدی در پاسخ به این پرسش است.
رنگ خاک. اولین چیزی است که می بینی. اگر در بلاد پرآب زیسته باشی برای مدتی وقتی که به تهران برمی گردی رنگ خاک را می بینی. کوهها و دشت ها به شدت کم آبند و این را نمی فهمی تا وقتی که برمی گردی. ایران واقعا سرزمین کم آبی است. البته کار پرسود ساخت وساز به ویژه در تهران مزید علت است که هر لحظه گرد وغبار وکارگا ههای سازه ها را ببینی و رنگ زرد خاک را حس کنی.
تعداد بی شمار خودرو در خیابان ها هم تصویر بدیعی است. اگر قبلا درنقاط مرکزی شهر ترافیک مشهور تهران را می دیدی امروز در حاشیه ها ی به ظاهر کم جمعیت شهر هم تعداد بی شماری خودرو می بینی . ترافیک هم شب و روز ندارد.
بزرگراهها و پل ها یی که ساخته شده اند و قشنگ هم ساخته شده اند تصویر دیگری است که تازه وارد را متحیر می کند. باید راهها را بشناسی و خروجی های بزرگراهها را بدانی. تابلوها به ویژه تابلوهای راهنمای خروجی ها کافی نیست. مثلا خروجی بزرگراه چمران به نیایش غرب تابلو ندارد.
رانندگی مردمان که شاهکار است. رعایت حقوق دیگران در حین رانندگی که تقریبا جوک است. بعضی رفتارها به شدت طبیعی می نماید. مثلا فیلمبرداری از ماشین عروس با سرعت پایین در بزرگراه کاری عادی است. روشن کردن چراغ خودرو حتی بعداز غروب آقتاب یا درروزهای بارانی گناه کبیره است. هم رانندگان هم پیادگان با تعجب به اطلاعت می رسانند که آقا چراغ ماشینت روشن است. راهنما زدن نادر است . اگر هم راهنما بزنی داری به خودروی پشت سر لطف می کنی. درمچموع رانندگی برخی از مردمان ترکیبی از حماقت، کم سوادی و خطرپذیری بی فایده است. با ماشین پراید که ظرفیت ایمنی زیادی ندارد دراتوبان تهران کرج بیش از 120 کیلومتر در ساعت رانندگی می کنند. تصادف هم رویدادی طبیعی است. همه هم کارشناسند در تصادفات و بیمه و صافکاری و غیره ولی هیج کس حتی امدادگر هلال احمر مهارت انجام احیای قلبی ریوی مصدومان را ندارد. طنز تلخی است. خطوط جاده ها هم هیچ معنایی برای رانندگان ندارند. نه خط ممتد نه خط غیر ممتد . هرجا فضایی است باید خودت را در آن بچپانی. خیلی شبیه سایر کارهایمان است این رانندگی.
ادامه دارد...
تهران 2
۱۳۸۷ مرداد ۸, سهشنبه
۱۳۸۷ تیر ۲۳, یکشنبه
سوء تفاهم
امروز يك مطلب جديد آموختم. ياد گرفتم كه هر توضيحي براي كاهش سوء تفاهم براي جماعتي كه نسبت به يك موضوع، موضعي احساسي دارند اگر در جهت نظر جماعت نباشد نه تنها به روشن شدن موضوع كمكي نمي كند بلكه خوراكي خواهد بود براي افزايش بيشتر سوء تفاهم.
مظلبي كه به نظر خودت بسيار روشن است را با يكصد و هشتاد درجه انحراف مي فهمند. دوستي مي گفت كاش راجع به فلان موضوع توضيحي نمي دادي . راست مي گفت دوست من. اصلا تركيب احساس و كژ فهمي تركيب بسيار خطرناكي است. اين معجون خطرناك در زمين شوره زاركار دست آدم مي دهد. شخصيت پيچيده شهروند ايراني هم كه ديگر معركه است . گاهي ايراني آدم پيچيده كه ياد گرفته چند پهلو حرف يزند( مثل همين مطلبي كه مي خوانيد) از درك موضوعات بسيار ساده عاجز است و اين است كه كار افزايش تفاهم در موضوعات انساني را سخت تر مي كند. به هر حال ظاهرا كاري هم نمي شود كرد، شايد بد نباشد كه نام و نشاني دوستان ديروز كه دچار بيماري بدگماني و كينه و اندوهند را خيلي راحت از دفتر تلفن و خاطرات خط بزنيم كه حداقل كژ فهمي ها آزارمان ندهند.
۱۳۸۷ تیر ۲۱, جمعه
سفربه خاطر وطن
ترانه سفر به خاطر وطن
ترانه و طرح آهنگ از زنده ياد نادر ابراهيمي
تنظيم كننده براي اركستر و رهبر گروه نوازندگان : فريدون شهبازيان
خواننده : محمد نوري
ما براي پرسيدن نام گلي ناشناس
چه سفرها كرده ايم، چه سفرها كرده ايم
ما براي بوسيدن خاك سر قله ها
چه خطرها كرده ايم ، چه خطرها كرده ايم
ما براي آنكه ايران
گوهري تابان شود
خون دلها خورده ايم
خون دلها خورده ايم
ما براي آنكه ايران
خانه خوبان شود
رنج دوران برده ايم
رنج دوران برده ايم
ما براي بوييدن گل نسترن
چه سفرها كرده ايم ، چه سفرها كرده ايم
ما براي نوشيدن شورابه هاي كوير
چه خطرها كرده ايم ، چه خطرها كرده ايم
ما براي خواندن اين قصه ي عشق به خا ك
خون دلها خورده ايم
خون دلها خورده ايم
ما براي جاودانه ماندن اين عشق پاك
رنج دوران برده ايم
رنج دوران برده ايم
۱۳۸۷ تیر ۲۰, پنجشنبه
شوفري
آقا اين شوفرهاي تهروني يا شايد ايروني خيلي از خود راضي تشريف دارند. اصلا تنها كاري كه مردم اين خاك خوب در انجام دادنش عجله دارند همين رانندگي است. زندگي در تهران خيلي كندتر از خيلي جاهاي ديگر دنيا ست. اين كندي دلايل زيادي دارد كه شايد مهمترينش زير ساخت هاي اقتصادي و مدل پول ساختن در اين اقتصاد باشد كه جاي بحثش اينجا نيست ولي همين مردم كند وقتي كه شوفري مي كنند به تنها چيزي كه فكر نمي كنند ايمني جاده اي است. مي گويند آقا حالا كه وضع خوب شده بايد چند صباح قبل را مي ديديد . ولي اصلا اين وضع خوبي نيست . تصادفات رانندگي در اين سرزمين يك اپيدمي است و جزئي از هزينه هاي رانندگي حساب مي شود. مردم در اينجا به طرز شگفت انگيزي عادت دارند كه تصادف كنند. شگفت انگيزترين بخش رانندگي مردمان صرفه جويي در استفاده از چراغ راهنما و چراغ خودرو است. شايد شعار لامپ اضافه خاموش به اين حوزه هم كشيده شده است و مردم فكر مي كنند با صرفه جويي در روشن كردن چراغ به محيط زيست خدمت مي كنند. حتي بعداز اذان مغرب هم از روشن كردن چراغ طفره مي روند . شوفري در اين خاك داستان غريبي است. خيلي چيزها مي شود از شوفري مردمان اموخت.
۱۳۸۷ تیر ۱۸, سهشنبه
تهران
هواي تهران همچنان آلوده است. ولي سيماي شهر تا حدي تغيير كرده. نخستين تغيير مشهود بزرگراه هايي است كه شهر را به هم دوخته اند. به عنوان يك ايراني از ديدن اين همه پلي كه به همت راه سازان ايراني ساخته شده اند به خود مي بالم ولي قلع و قمع درختان مسير بزرگرا ه ها خوشحالم نمي كند. ارايه خدمات الكترونيكي تغيير ديگري است كه خوشحال كنند ه است. تمركز زدايي و ارايه خدمات گذرنامه اي ،خلافي خودروها ،تمديد گواهينامه خودرو و غيره كه توسط خدمات الكترونيكي پليس +10 ارايه مي شود كه حقيقتا كار خوبي است. اين كارها جزايري است از يك دولت الكترونيك كه مي تواند با گسترش خطوط اينترنت سريع تاثير بسيار معني داري بر كاهش آلودگي هاي محيط زيستي داشته باشد. ولي اين داستان بنزين و نبود تعداد كافي جايگاه هاي بنزين آزار دهنده است. اصلا بنزين زدن كه يك پروژ ه است بايد بيش ا ز 10 كيلومتر ر انندگي كني تا به نزديك ترين پمپ بنزين برسي بعد هم حدود يك ساعت در صف بماني و اين يعني آلو.دگي بيشتر محيط زيست. در مجموع تهران با همه مشكلاتي كه دارد يكي از شهرهاي تاثير گذار در دنياي در حال توسعه است.



