دراینجا که هستیم هر ازگاهی برنامه ای اجرا می کنیم برای مخاطبان ایرانی و نام آن را گذاشته ایم چرا ایران دوست داشتنی است؟ هدف این برنامه معرفی بخش های مختلف سرزمین ایران است. سال گذشته در سفری به شمال کشور (نام برنامه بود) به معرفی استان های گلستان، مازندران و گیلان پرداختیم. معرفی زیست بوم سرزمین، غذاهای محلی ( غذاها را می پزیم) ، معرفی شخصیت های علمی فرهنگی وسیاسی تاثیر گذار در منطقه و معرفی موسیقی محلی بخش های مختلف این برنامه را تشکیل می دهند.
در ماه ژانویه سال 2010 قرار گذاشته ایم که استان فارس و منطقه ی دنا را معرفی کنیم. در برنامه قبلی با عباث جعفری تماس گرفتم . عباث قول عکس های مناطق شمال کشور را داد. خوشحال شد و قرار بعدی را گذاشتیم برای جنوب کشور.
اکنون دو ماه است که عباث را در آب های خروشان هیمالیا گم کرد ه ایم. امیدوارم تا قبل از برنامه جنوب با ما تماس بگیرد و عکس هایش را از گردنه بیژن و ارتفاعات دنا برایمان بفرستد تا به دوستان ایرانی در اینجا نشان دهیم و نشان دهیم که چرا ایران دوست داشتنی است؟
خبر مربوط به گم شدن عباس جعفری در نپال
Monday, November 16, 2009
عباث جعفری
Thursday, November 12, 2009
اول نادیده ات می گیرند
مهاتما گاندی
Friday, October 23, 2009
Wednesday, September 16, 2009
معلم ریاضی
این روزها با بی میلی روی پایان نامه ام کار می کنم و شبها در آکادمی ریاضی به دانش آموزان کلاس های 5 و 6 و 7 درس های هندسه و جبر می دهم.
واقعا دست دبیرانمان در دبیرستان بحرالعلوم بروجرد درد نکند. اگر معلمانی چون آقایان به روش، گودرزی، نوری و پارسا ند اشتیم امروز نمی شد در ینگه دنیا آن هم در آکادمی ریاضی که بچه ها را برای المپیادهای ریاضی آماده می کند ریاضی درس داد و زندگی کرد و موفق بود.
حل مسائل ریاضی، توضیح چرایی روابط فی مابین اعداد، سرو کله زدن با بچه ها ی خیلی باهوش بسیار آموزنده است. بعضی بچه ها به من دکتر م می گویند. تلفظ نام فامیلی من برای بچه های آمریکایی ، چینی، روسی وهندی آسان نیست. جالب است که بیشتر بچه های کلاس های ما ازمیان خانواده های مهاجر هستند. تک و توک بچه آمریکایی در میانشان می بینم. و البته در همه کلاس هایمان یک بچه ایرانی هم داریم.
بعدا بیشتر از کلاس های ریاضی خواهم نوشت. مدرسه ما یکی ازبهترین مدرسه های ریاضی در همه ی آمریکاست . ولی هرچه فکر می کنم می بینم که از کلاس های ریاضی ما در دبیرستان بحرالعلوم بروجرد قوی تر نیست.
Posted by
Syamak Moattari
at
6:27 PM
Labels: مدرسه ریاضی
Tuesday, September 8, 2009
قضیه شکل اول شکل دوم
در یک کلاس درس کسالت آور زمانی که معلم مشغول رسم طرح گوش میانی برروی تخته سیاه است دانش آموزی روی میز می کوبد. معلم مقصر را پیدا نمی کند. به طور تصادفی 2 ردیف آخر کلاس را اخراج می کند و می گوید زمانی به کلاس برخواهید گشت که مقصر را معرفی کنید ودر غیر اینصورت یک هفته اجازه ندارید به کلاس وارد شوید. عباس کیارستمی دو سناریو ساخته است در سناریوی شماره یک بعداز دوسه روز یکی از دانش آموزان به کلاس برمی گردد و مقصر را معرفی می کند درسناریوی دوم بچه ها یک هفته تحمل می کنند و بعداز از این تنبیه یک هفته ای به کلاس برمی گردند. حالا پرسش این است که کدام روش درست است؟
عباس کیارستمی در اوایل انقلاب این فیلم را ساخته و این پرسش را با شماری از بازیگران سیاسی ، قضایی و روشنفکران آن زمان مطرح می کند. دراین فیلم 47 دقیقه ای می توانید با آرای آیت ا.. صادق خلخالی، دکتر کمال خرازی، دکتر ابراهیم یزدی، مسعود کیمیایی، موسوی گرمارودی، ژاله سرشار، عزت ا.. انتظامی ، دکتر هدایت ا.. متین دفتری، ایرج جهانشاهی ، صادق قطب زاده، دکترمحمود عنایت، نورالدین کیانوری، دکترغلامحسین شکوهی، دکتر عبدالرکریم لاهیجی وشماری دیگر از بزرگان آن زمان آشنا شوید.
Sunday, August 30, 2009
شفیعی کدکنی هم از ایران رفت
Tuesday, August 4, 2009
حالم به هم خورد
Thursday, July 16, 2009
دخترانمان را به چه کسانی ندهیم؟

با یک نگاه اجمالی وسریع به خانواده ها و دوستان و آشنایانی که از خشونت خانوادگی رنج می برند و خیلی ساده مرد خانواده به خودش اجازه می دهد که همسر وفرزندانش را ضرب وشتم کند به یک فرمول رسیده ام.
ملت، دخترانتان را به کسانی که :
پرپرچه ها را نمی شناسند ندهید. به کسانی که رویا ندارند ندهید. به کسانی که کتاب نمی خوانند ندهید. به کسانی که شعر نمی دانند ندهید. به کسانی که از طبیعت لذت نمی برند دختر ندهید. دخترانتان را به خانه کسانی که خودشان را عقل کل می دانند نفرستید. قبل از آنکه از داماد بپرسید چقدر درآمد دارد ببینید چه کتاب هایی خوانده است. از چه فیلمی حظ می کند. و با چه شاعری دم خور است. فصل مشترک همه ی کسانی که همسرانشان را و فرزندانشان را به ویژه دخترانشان را ضرب وشتم می کنند را بی سوادی فرهنگی یافته ام. کتاب نخوانی که بیماری مشترک ماست با همزاد خود تنبلی مزمن مردانه بلای جان دختران سرزمین ما شده است که حتی در محیط خانه هم احساس امنیت نمی کنند. ملت دخترانتان را به کسانی که کتاب نمی خوانند ندهید.
Tuesday, July 14, 2009
در سوگ دماوند
براستی آیندگان چه خواهند گفت؟ فرزندان فرزندان ما چه خواهند گفت؟ از همین حالا شرمنده ایرانیانی هستم که بعداز ما بر این خاک خوب مهربانی قدم می گذارند و با کنایه از ما نیاکانشان یاد می کنند که چه خیره سرانه برجسته ترین نماد سرزمینمان را تاراج کردیم. به ما خرده خواهند گرفت و از نیاکان ابله و بی تدبیرشان یاد خواهند کرد که دماوند همیشه جاودانمان را خراشیدیم که بلای ممکلتمان را برراههایش پاشاندیم که آسفالتش کردیم، که ما چه خیره سرانه همه دستاوردهای حفاظت مناطق طبیعی را به مسخره گرفتیم. که با محاسبه ای غلط و عدم درک صحیح از توسعه یادگار نیاکان نیاکانمان را به بدترین شکل ممکن به فرزندان فرزندانمان تحویل دادیم. جاده آسفالته در دامنه دماوند چه معنایی دارد؟ نزدیک ترین معنایش این است که مسوول بی کفایتی برای رفیق پیمانکارش کاری جور کرده است. من معنای دیگری ازاین اقدام نابخردانه نمی فهمم.
Friday, July 10, 2009
پیشروی مناطق پرآب در خرداد ماه
Posted by
Syamak Moattari
at
7:25 PM
Thursday, July 9, 2009
Saturday, July 4, 2009
غرور ايراني بودن
از اين که ايرانيها دنيا را به نام دين يا به نام آزادي به آتش و خون نکشيدهاند، از اين که مردم سرزمينهاي فتح شده را قتل عام نکردهاند و دشمنان خود را گروهگروه به اسارت نبردهاند، از اين که در روزگار قديم يونانيهاي مطرود را پناه دادهاند؛ ارامنه را در داخل خانهي خويش پذيرفتهاند؛ جهودان و پيغمبرانشان را از اسارت بابل نجات دادهاند؛ از اين که در قرنهاي گذشته جنگ صليبي بر ضد دنيا راه نينداختهاند و محکمهي تفتيش عقايد درست نکردهاند؛ ازين که ماجراي سن بارتلمي نداشتهاند و با گيوتين سرهاي مخالفان را درو نکردهاند؛ ازين که جنگ گلادياتورها و بازيهاي خونين با گاو خشمآگين را وسيلهي تفريح نشمردهاند؛ ازين که سرخپوستها را ريشهکن نکردهاند و بوئرها را به نابودي نکشانيدهاند؛ ازين که براي آزار مخالفان ماشينهاي شيطاني شکنجه اختراع نکردهاند و اگر هم بعضي عقوبتهاي هولناک در بين مجازاتهاي عهد ساسانيان بوده است آن را همواره به چشم يک پديدهي اهريمني نگريستهاند و ازين که روي هم رفته ايرانيها به اندازهي ساير اقوام کهنسال دنيا نقطهي ضعف اخلاقي نشان ندادهاند احساس آرامش و غرور ميکنم دکتر عبدالحسين زرّينکوب منبع خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران. |
Sunday, June 21, 2009
Saturday, June 13, 2009
دچار باید بود و گاه در رگ یک حرف خیمه باید زد
چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهايي
چقدر هم تنها
خيال ميکنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستي
دچار يعني عاشق
و فکر کن چه تنهاست
اگر که ماهي دريا دچار ابي درياي بيکران باشد
چه فکر نازک غمناکي
دچار بايد بود
Friday, June 12, 2009
رستم وسهراب
کنون گر تودرآب ماهی شوی
ویا چون شب اندرسیاهی شوی
اگر چون ستاره شوی برسپهر
ببری به روی زمین پاک مهر
هم از تو پدر گیردم کین من
چو بیند که خشت است بالین من
ازآن نامداران و گردن کشان
کسی هم برد نزد رستم نشان
در اینجاها بودم که دخترم گفت این که شبیه آرش است گفتم یک جورایی شبیه است.
داستان را رساندم تا نوش دارو و دیر دارودادن کیکاووس. دخترم می گفت چرا نوشدارو را دیر داد گفتم فکر می کرد چون سهراب از توران آمده دشمن است ونباید زنده بماند.
به دخترم گفتم تراژدی بود گفت ولی واقعی نبود گفتم می دانم افسانه است کار حکیم طوس است .
به فردوسی فکر می کنم راستی با چه شیوه ای فیش برداری کرده . اول عناوین را نوشته بعد قصه ها را به هم دوخته یا یکی یکی نوشته و در شاهنامه درهم تنیده . خیلی کار بزرگی است. چرا دیگر فردوسی نداریم. شاید داریم ولی نمی شناسیمشان. دراین خیالات غوطه ورم که دخترم درخواب است. هوا گرم است خیال ندارم کنده ای در کوره افسرده جان بگذارم. چایم را داغ می کنم . .






