Monday, July 14, 2008

سوء تفاهم



امروز يك مطلب جديد آموختم. ياد گرفتم كه هر توضيحي براي كاهش سوء تفاهم براي جماعتي كه نسبت به يك موضوع، موضعي احساسي دارند اگر در جهت نظر جماعت نباشد نه تنها به روشن شدن موضوع كمكي نمي كند بلكه خوراكي خواهد بود براي افزايش بيشتر سوء تفاهم.
مظلبي كه به نظر خودت بسيار روشن است را با يكصد و هشتاد درجه انحراف مي فهمند. دوستي مي گفت كاش راجع به فلان موضوع توضيحي نمي دادي . راست مي گفت دوست من. اصلا تركيب احساس و كژ فهمي تركيب بسيار خطرناكي است. اين معجون خطرناك در زمين شوره زاركار دست آدم مي دهد. شخصيت پيچيده شهروند ايراني هم كه ديگر معركه است . گاهي ايراني آدم پيچيده كه ياد گرفته چند پهلو حرف يزند( مثل همين مطلبي كه مي خوانيد)‌ از درك موضوعات بسيار ساده عاجز است و اين است كه كار افزايش تفاهم در موضوعات انساني را سخت تر مي كند. به هر حال ظاهرا كاري هم نمي شود كرد،‌ شايد بد نباشد كه نام و نشاني دوستان ديروز كه دچار بيماري بدگماني و كينه و اندوهند را خيلي راحت از دفتر تلفن و خاطرات خط بزنيم كه حداقل كژ فهمي ها آ‍زارمان ندهند.

Friday, July 11, 2008

سفربه خاطر وطن



ترانه سفر به خاطر وطن
ترانه و طرح آهنگ از زنده ياد نادر ابراهيمي
تنظيم كننده براي اركستر و رهبر گروه نوازندگان : ‌فريدون شهبازيان
خواننده : محمد نوري

ما براي پرسيدن نام گلي ناشناس
چه سفرها كرده ايم، چه سفرها كرده ايم
ما براي بوسيدن خاك سر قله ها
چه خطرها كرده ايم ، چه خطرها كرده ايم
ما براي آنكه ايران
گوهري تابان شود
خون دلها خورده ايم
خون دلها خورده ايم
ما براي آنكه ايران
خانه خوبان شود
رنج دوران برده ايم
رنج دوران برده ايم
ما براي بوييدن گل نسترن
چه سفرها كرده ايم ،‌ چه سفرها كرده ايم
ما براي نوشيدن شورابه هاي كوير
چه خطرها كرده ايم ،‌ چه خطرها كرده ايم
ما براي خواندن اين قصه ي عشق به خا ك
خون دلها خورده ايم
خون دلها خورده ايم
ما براي جاودانه ماندن اين عشق پاك
رنج دوران برده ايم
رنج دوران برده ايم

پند

هيچ وقت احوال مرغي را كه به همسايه ات بخشيده اي ازش نپرس
زنده ياد ناد ر ابراهيمي

Thursday, July 10, 2008

شوفري



آقا اين شوفرهاي تهروني يا شايد ايروني خيلي از خود راضي تشريف دارند. اصلا تنها كاري كه مردم اين خاك خوب در انجام دادنش عجله دارند همين رانندگي است. زندگي در تهران خيلي كندتر از خيلي جاهاي ديگر دنيا ست. اين كندي دلايل زيادي دارد كه شايد مهمترينش زير ساخت هاي اقتصادي و مدل پول ساختن در اين اقتصاد باشد كه جاي بحثش اينجا نيست ولي همين مردم كند وقتي كه شوفري مي كنند به تنها چيزي كه فكر نمي كنند ايمني جاده اي است. مي گويند آقا حالا كه وضع خوب شده بايد چند صباح قبل را مي ديديد . ولي اصلا اين وضع خوبي نيست . تصادفات رانندگي در اين سرزمين يك اپيدمي است و جزئي از هزينه هاي رانندگي حساب مي شود. مردم در اينجا به طرز شگفت انگيزي عادت دارند كه تصادف كنند. شگفت انگيزترين بخش رانندگي مردمان صرفه جويي در استفاده از چراغ راهنما و چراغ خودرو است. شايد شعار لامپ اضافه خاموش به اين حوزه هم كشيده شده است و مردم فكر مي كنند با صرفه جويي در روشن كردن چراغ به محيط زيست خدمت مي كنند. حتي بعداز اذان مغرب هم از روشن كردن چراغ طفره مي روند . شوفري در اين خاك داستان غريبي است. خيلي چيزها مي شود از شوفري مردمان اموخت.

Tuesday, July 8, 2008

تهران



هواي تهران همچنان آلوده است. ولي سيماي شهر تا حدي تغيير كرده. نخستين تغيير مشهود بزرگراه هايي است كه شهر را به هم دوخته اند. به عنوان يك ايراني از ديدن اين همه پلي كه به همت راه سازان ايراني ساخته شده اند به خود مي بالم ولي قلع و قمع درختان مسير بزرگرا ه ها خوشحالم نمي كند. ارايه خدمات الكترونيكي تغيير ديگري است كه خوشحال كنند ه است. تمركز زدايي و ارايه خدمات گذرنامه اي ،‌خلافي خودروها ،‌تمديد گواهينامه خودرو و غيره كه توسط خدمات الكترونيكي پليس +10 ارايه مي شود كه حقيقتا كار خوبي است. اين كارها جزايري است از يك دولت الكترونيك كه مي تواند با گسترش خطوط اينترنت سريع تاثير بسيار معني داري بر كاهش آلودگي هاي محيط زيستي داشته باشد. ولي اين داستان بنزين و نبود تعداد كافي جايگاه هاي بنزين آزار دهنده است. اصلا بنزين زدن كه يك پروژ ه است بايد بيش ا ز 10 كيلومتر ر انندگي كني تا به نزديك ترين پمپ بنزين برسي بعد هم حدود يك ساعت در صف بماني و اين يعني آلو.دگي بيشتر محيط زيست. در مجموع تهران با همه مشكلاتي كه دارد يكي از شهرهاي تاثير گذار در دنياي در حال توسعه است.

Monday, June 30, 2008

والی


والی ساخته جدید شرکت دیزنی یک فیلم محیط زیستی است. این اثر دو روز قبل در ایالات متحده اکران شد و درصدرفیلم های پرفروش دنیای بچه ها قرار گرفته است. در نخستین روز نمایش فیلم با دخترم به تماشا رفتیم. داستان از آنجا آغاز می شود که یک روبوت به اسم والی در کره زمین دودگرفته ای که مملو از زباله است سرگرم جمع آوری آشغال هایی است که ساکنان قبلی زمین در روی زمین جا گذاشته اند و اکنون 700 سال است که در یک سفینه بزرگ درفضا زندگی می کنند. والی روبوتی است که یک گیاه را روی زمین پیدا می کند و گیاه نشانه ی بازگشت حیات به کره زمین است. والی به همراه یک روبوت با شعور و با احساس به اسم هیوا به مردم نشان می دهند که زمان بازگشت آغاز شده است . هبوط دوباره انسان نه درصحرای پر معنا که در زمینی مملو از نا مهربانی های ساکنان سابق زیست کره . والی را حتما ببینید.


زندگی آمریکایی

پنج درصد جمعیت جهان در ایالات متحده زندگی می کنند . این جمعیت 300 میلیونی سی درصد منابع کره زمین را مصرف می کنند. یعنی اگر قرار باشد همه ی ساکنان زیست کره شبیه آمریکایی ها زندگی کنند باید پنج عدد کره زمین به همین ابعاد و با این میزان منابع داشته باشیم تا چند سالی این زندگی نا پایدار ادامه پیدا کند. زندگی تیپیک آمریکایی یعنی مصرف بی حد و مرز. یک دوست آمریکایی داریم که درمنزلش بیش از 300 جفت کفش دارد. یک اتاق بزرگ را مثل کفاشی ها طبقه بندی کرده و کفش ها را دور تا دور چیده. هر بار که کتابی می خرد بعدا ز اینکه کتاب را در توالت خواند صبح روز بعد به سطل آشغال می اندازد. اگر غذایی اضافه بیاید مانده غذا در سطل آشغال خواهد بود. البته همه آمریکایی ها به این شدت مصرف نمی کنند و شاید این دوست ما 10 برابر یک آمریکایی معمولی که 5 برابر یک اروپایی معمولی خرید می کند مصرف کند. ویدیوی زیر بخشی از یک برنامه آموزشی است که به همین موضوع می پردازد.


Thursday, June 26, 2008

به خاطر یک مشت دلار

مطلب ذیل به نقل از وبلاگ یادداشت های یک خبرنگار، دست نوشته های آقای بهروز مدرسی خلبان دیروز و خبرنگار امروز درج می شود. به دلیل اهمیتی که ایمنی جاده ای و هوایی در سلامت مردمان دارد و همچنین به دلیل هزینه های بالایی که عدم رعایت اصول ایمنی به سیستم بهداشتی و سلامت کشور وارد می کند در نظر دارم مطالب بیشتری از این دست را اینجا منتشر کنم .


يك خبر ، چند نگاه و يك پرسش !

وقتي مردم خبر سالم نشستن پرواز چارتر شماره ۷۹۰۶ شركت هواپيمايي كاسپين به مقصد سوريه را از رسانه هاي كشور در بيست و هفتم خرداد شنيدند كه بعد از ۵۰ دقيقه پرواز بر فراز شهر اصفهان بالاخره با تلاش خلبان سالم به زمين نشسته ، شايد هرگز فكر نمي كردند كه چه خطر بزرگي جان مسافران را تهديد مي كرده است . همچنين تعجب خواهيد كرد كه هيچ يك از مسافران نمي دانستند هواپيماي آن ها با چه مشكلي مواجه بوده كه خلبان تلاش مي كرده با تخليه سوخت ( دامپينگ ) فرودي بي خطر داشته باشد ! و حتي آن خلبان حرفه اي و كار كشته هم هرگز فكرش را نمي كرد كه به خاطر مشتي دلار ، استاندارد هاي پرواز هواپيماي او را به هم زده باشند !!

به خاطر يك مشت دلار .... !

روزي كه كمپاني هاي هاليوودي فيلم سينمايي " به خاطر يك مشت دلار " را توليد مي كردند ، هرگز فكرش را نمي كردند سال ها بعد ذر ايران كشوري كه به عشق و دوستي معروف است . عده اي سود جو و از خدا بي خبر براي به دست آوردن مشتي اسكناس ، اين چنين با تغير دادن وضعيت استاندارد هواپيما و افزودن رديف هاي اضافي صندلي ، به جاي ۱۴۸ نفر مسافر ، ۱۷۹ نفر در آن جاي دهند ! علاوه بر آن با قرار دادن مقادير زيادي بار داخل هواپيما ، مركز ثقل هواپيما را بر هم زده و خلبان بي خبر از آن چه در هواپيما اتفاق افتاده است . و با اطمينان هواپيما را روشن كرده و به محض خزش و در لحظه كنده شدن از زمين هواپيما به خاطر سنگيني بيش از حد و به هم خوردن تعادل مركز ثقل ، دچار مشكل شده و با وجود پيمودن كل مسافت باند فرودگاه ، در انتهاي آن با تورهاي سيستم " بارير "‌ كه ويژه نگه داري هواپيماهاي سبك است برخورد مي كند ...

اخطار برج مراقبت به خلبان ...

مسئول برج مراقبت با مشاهده برخورد ارابه هاي فرود هواپيما با تور هاي بارير و پيچيده شدن تور ها به لاستيك هاي عقب ، مطمئن مي شود هواپيما قادر به نشستن با چرخ نيست .. و بلافاصله موضوع را به خلبان گزارش مي كند .. كاپيتان كهنه كار از خدمه مي خواهد مشكل پيش امده را به مسافران اعلام نكرده و در همين حال سعي مي كند با چرخيدن براطراف شهر اصفهان سوخت داخل باك هاي هواپيما را به بيرون پمپاژ نمايد . عمليات تخليه چيزي حدود پنجاه دقيقه به طول انجاميده و سر انجام با تمهيدات ايمني هواپيما سالم به زمين فرود مي آيد .. و مسافران بي نوا پس از ترك هواپيما مجبور مي شوند بعد از ساعت ها معطلي با هواپيمايي ديگر به مقصد دمشق پرواز كنند !

كارشناسان در اين باره چه مي گويند ؟‌

آقاي محمود فرنودي كارشناس قديمي صنعت هواپيمايي و مدير فعلي يكي از آژانس هاي مسافرتي در اين باره مي گويد :

چند روز قبل اتفاقي در اصفهان رخ داد كه اگر نگويم بي نظير لااقل كم نظير است و اهل فن مي دانند كه سهل انگاريهاي متعددي بايد دست بدست هم بدهند تا چنين شاهكاري خلق شود !! جسارتا مي دانيد كه يكي از اصول اوليه شروع به پرواز تعيين وزن پرنده و مركز ثغل يا CG است. پرواز مذكور بشكل چارتر در اختيار يك شركت زيارتي بنام...در اصفهان است كه روزانه زوار زيادي را به مشهد و دمشق منتقل مي كند.اين چارتر كنندگان كه بوي پول مستشان كرده و از موازين فني كار بكلي غافلند به صرف اين كه پرواز مال خودشان است و هر كار بخواهند مي كنند بخودشان اجازه مي دهند بدون توجه به مقررات فاصله صندلي ها را كاهش داده و تعداد بيشتري سوار كنند و ضمنا مقادير بسيار افزون تري بار را نيز حمل نمايند! عوامل فني مانند پرسنل زميني و كاكپيت و كابين نيز كه طبق معمول ما ايراني ها وقتي با كسي نان و نمك مي خورند حاضر به رعايت مقررات نبوده و براي اجراي قوانين شرم حضورشان ميشود!!! از اين گونه سهل انگاري ها گذشته و بي توجه باين كه چه خطراتي جان زايرين بدبخت را تهديد مي كند به اين گونه خلاف ها تن داده و چشم بر روي آن ها مي بندند! اين مي شود كه توپولوف 150 نفره با ۱۷۹ نفر پرواز مي كند و بهنگام كنده شدن از زمين تازه متوجه مي شود كه نميتواند!!؟ چرا چون سنگين است و با همت خلبان در آخرين لحظات با جمع كردن تورهاي انتهاي run way كه مخصوص هواپيما هاي ترمز بريده است!! جاكن شده و با پيچيدن تور ها بدور چرخ ها ديگر مي شود تصور كرد كه چه اتفاقي خواهد افتاد...اين هواپيما سپس با هشدار برج كه صحنه را ديده است مجبور به خالي نمودن بنزين و بازگشت مي شود كه همين اقدام خود 50 دقيقه اضطراب و وحشت را براي مسافرين بيچاره در بر دارد و شكر خدا باز هم بخير مي گذرد تا سهل انگاري بعدي!!

3agx24jhovsvpflxjs2i.jpg

سخني با مسئولان صنعت هواپيمايي ....

مشيت الهي بر اين بود تا اين بار هم جان عده اي زوار عاشق كه به عشق زيارت قصد دمشق را كرده بودند ، به خير بگذرد . ولي ما تا كي بايد شاهد سهل انگاري عده اي از خدا بي خبر باشيم كه اين گونه با جان و سرمايه مردم بي گناه كشور ما بازي كنند ؟ سوال اين است چرا مسئوليت بارگيري و حمل مسافر به افراد بي سوادي واگذار مي شود كه حتي كوچك ترين آگاهي از استاندارد هاي پرواز نداشته و با افزودن ردبف هاي اضافي مسافران زيادي را به همراه بار فراوان به داخل هواپيما حمل مي كنند ؟ آيا صرف اجاره هواپيما به صورت چارتر ، اين اجازه را به فرد مي دهند تا خارج از ظرفيت هواپيمايي آن هم در يك مسير بين المللي هر كاري دلشان خواست انجام دهند ؟ آيا هيچ نظارتي بر كار اين گونه پرواز ها وجود ندارد ؟ به هر حال همه مي دانيم فصل مسافرت هاي هوايي آغاز شده است . و شركت هاي مسافرتي و آژانس هاي هوايي با بر گزاري تور هاي تفريحي و زيارتي و تبليغات فراواني كه در اين راه انجام مي دهند ، افراد زيادي را به سفر با هواپيما مخصوصآ به صورت چارتر ترغيب مي كنند .. حال با مسئولان و مديران محترم صنعت هوايي است تا با نظارت بيشتر بر كار اين آژانس ها به ويژه پرواز هاي چارتر جلوي سود جويي اين افراد را گرفته و به عبارتي حفظ جان مسافران را جدي بگيرند !

با احترام و تشكر

بهروز مدرسي


Monday, June 23, 2008

امتحان تمام شد

سرانجام امتحان جامع دوره دکتری که به مدت 14 روز و در سه مرحله برگزار شد به پایان رسید. خوشبختانه نتیجه امتحان هم موفقیت آمیز بود. در روز 16 خرداد ماه راس ساعت 12 ظهر سوال امتحان داده شد. سوال این بود فرض کنید شما وزیر بهداشت کشورتان هستید و رییس جمهور مملکت از شما خواسته که در خصوص مرگ ومیر کودکان زیر یکسال در کشورگزارشی تهیه کنید و یک برنامه اقدام برای کاهش مرگ و میر به همراه یک برنامه ارزیابی برای پیشنهادتان تهیه کنید ( در چهار روز یک پروپوزال 25 صفحه ای ) بعداز تهیه پروپوزال در 24 ساعت یک یادداشت سیاست بنویسید برای رییس مملکت و پس از یک هفته در آموزن شفاهی پروپوزالتان را ارایه دهید و از پیشنهادتان در حضور کمیته استادان دفاع کنید.

پرواضح است که کشور مورد نظر راقم این سطور ایران است و با توجه به داده ها و نتایج مطالعات گوناگونی که دوستان بسیار عزیز قبل از آزمون در اختیار م گذاشته بودند یک برنامه ی قابل دفاع تهیه کردم. دراینجا لازم است تا ازدوستانی که سخاوتمندانه نتایج کارهای منتشر شده یا منتشر نشده اشان و یا کارهایی که کمتر امکان دسترسی از طریق اینترنت مهیا ست را دراختیارم گذاشتند تشکر کنم . ازآقایان دکتر محسن نقوی، دکتر ابوالفضل وطن پرست، دکتر امید خیرخواه، دکتر محمد توکلی، دکتر محسن مالکی نژاد، دکتر سعید شهراز، دکتر گودرز دانایی ،دکتر افشین حفیظی، دکتر فرشاد فرزاد فر، دکتراحمد رییسی و دکتر احمد محیط و سرکار خانم دکتر بنفشه صادقی و دکتر آنیتا ملک بی نهایت سپاسگزارم.

پیغام گیرتان را شاعرانه کنید

پیغام گیر فردوسی

نمی باشم امروز اندر سرای


که رسم ادب را بیارم به جای


به پیغامت ای دوست گویم جواب


چو فردا بر آید بلند آفتاب


پیغام گیر خیام

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد


ممنون توام که کرده ای از من یاد


رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش


آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد

پیغام گیر منوچهری

از شرم به رنگ باده باشد رویم


در خانه نباشم که سلامی گویم


بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت


زان پیش که همچو برف گردد رویم


پیغام گیر مولانا
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم


شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم


برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود


فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم

پیغام گیر بابا طاهر

تلیفون کرده ای جانم فدایت


الهی مو به قوربون صدایت


چو از صحرا بیایم نازنینم


فرستم پاسخی از دل برایت

پیغام گیر حافظ

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور

تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور


بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام

زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور

پیغام گیر سعدی

از آوای دل انگیز تو مستم


نباشم خانه و شرمنده هستم


به پیغام تو خواهم گفت پاسخ


فلک را گر فرصتی دادی به دستم

پیغام گیر نیما

چون صداهایی که می آید


شباهنگام از جنگل


از شغالی دور


گر شنیدی بوق


بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم


در فضایی عاری از تزویر


ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه


پاسخی گیرد ز من از دره های یوش


پیغام گیر شاملو

بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت

سنگواره ای از دستان آدمیت

آتشی و چرخی که آفرید


تا کلید واژه ای از دور شنوا


در آن با من سخن بگو


که با همان جوابی گویم


تآنگاه که توانستن سرودی است


پیغام گیر سایه

ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان


دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان


گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد


به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان


پیغام گیر فروغ

نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم


با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم


و آستانه پر از عشق می شود


و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند


سلامی دوباره خواهم داد

Wednesday, June 11, 2008

شاهکار طراحی مهندسی جاده ای




یکی از دلایل بالا بودن تصادفات جاده ای درایران عدم توجه به ایمنی جاده یا طراحی های احمقانه است نمونه ای که درا ین ویدیو آمده که دیگه شاهکاره . یک خروجی احمقانه در بزرگراه قزوین رشت.

Sunday, June 1, 2008

نوری تا ابدیت



کریس دی برگ و گروه آریان

Wednesday, May 28, 2008

شاخص های اقتصادی

شاه عباس از وزير خود پرسيد:"امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"
وزير گفت:"الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!"

شاه عباس گفت:"نادان! اگر اوضاع مالي مردم خوب بود مي بايست كفاشان به مكه مي رفتند نه پينه دوزان، چون مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."

تحليل حكايت:
1- يك شاخص مناسب مي تواند در عين سادگي بيانگر وضعيت كل سيستم باشد.
2- در تحليل شاخص بايد جنبه هاي مختلف را بررسي نمود. گاهي بهبود ناگهاني يك شاخص بيانگر رشدهاي سرطاني و ناموزون سيستم است.

Friday, May 23, 2008

ممد نبودی ببینی

خستگی

من در این تاریکی
فکر یک بره ی روشن هستم
که بیاید علف خستگی ام را بچرد

من در این تاریکی
امتداد تر بازوهایم را
زیر بارانی می بینم
که دعای نخستین بشر را تر کرد

من در این تاریکی
در گشودم به چمن های قدیم
به طلایی هایی که به دیوار اساطیر تماشا کردیم

من در این تاریکی
ریشه ها را دیدم
و برای بته ی نورس مرگ، آب را معنی کردم





سهراب سپهری